خداييش درست ميگي...
راستي منم با معصومه موافقم!!!!اين شمايل آخر خطهات را بعضيهاش ربطش را نفهميدم.. مثلا اوني كه اتو ميكشه!!!راستي فاميل جونم اين پوريا کي ميشه؟ من بخاطر نميارمش!!!!
اتفاقا منم تا حالا خيلي به اين فكر كردم كه چه دنياي بي مزه و بچه گانه اي دور و برم مي بينم...!!! بعد تازه مي فهمم که اين دنيا واقعا خيلي .......ه (يعني واقعا دنياست...!!!)
در ضمن فكر كنم ربط جمالات آخرتو به مطلبت درست نفهميدم...!؟
ولي حرفتو قبول ندارم! چون استاد ادبيات ما يه نمره هاي عجيب غريبي بهمون داده كه...!؟ من اصلا فكرشم نمي كردم كم تر از 18 بشم!!! آخه به اندازه 21 نوشته بودم!!!
راستي بالاخره نفهميدم من دارم پس رفت مي كنم يا شما داري پيش رفت مي كني؟!؟!؟! (همون قضيه نقاط اشتراك و...!)