دوباره سلام.
قرار بود امروز از دانشگاه کامنت بذارم، اما نشد. الآنم واقعا تمرکز ندارم که بخوام حرفامو بگم! فقط مي خوام بگم دارم به اين نتيجه مي رسم که پستي رو که مدت هاست تو ذهنم نوشتم! و تو گذاشتنش رو وبلاگ مردد بودم، بايد بالأخره بذارم؛ البته سر فرصت!!
+گفتي نمايشگاه، ياد کلي اتفاق افتادم!!
نمايشگاه رسانه رو با خواهرم رفتم؛ اون شب به قدري ما دوتا تابلو (و حتي شايد مضحک!!) بوديم که خدا مي دونه!!! تازه وجود A.H هم باعث شده بود بيش تر تو چشم باشيم! ...
توضيحاتش بماند! بيش تر از اين آب روي خودمو نبرم، بهتره!